معلمهای دوست داشتنی من

درخواست حذف این مطلب
این هفته به نام مقدس معلم مزین شده دوست داشتم از معلمای خودم بنویسم و خاطراتی که فراموش نمیشن... همیشه با اسم معلم اولین معلم دبستانمون یادمون میاد ...معلم سال اول فراموش شدنی نیست معلم دوست داشتنی سال اولم خانم خادمی بود.. .خیلی دوست داشتنی و مهربون بود چند سالی هست فوت شدن،خدا رحمتشون کنه، با خودش تمام خاطرات خوش سال اول رو برد...سال اول دیگه غم انگیزه...چون حلقه ی وصلش نیست بین همه ی معلمهام خیلی مدیون معلم سال پنجمم هستم خانم مسعودی نیا...نقش مهمی داشت تو زندگی من شاید زودتر از همه متوجه قلم به دست بودنم شد و علاقه ی ادبیات نگارشی گاهی وقت انشاء یه جای خلوت پیدا میکرد میگفت جداگونه بشین احساست رو به کار ببر و با تمرکز قلم بگیر دستت بنویس...یادش بخیر چه روزای خوبی بود بعضی دانش آموزا امتیازات خاصی داشتن که مدرسه ناخودآگاه بهشون اهمیت میداد مثلا والدین فرهنگی، ثروت زیاد یا خلاصه از این دست چیزا برا من که از یه خانواده معمولی بودم اینقدر اهمیت یه معلم به استعدادهام شیرین بود و همینقدر برا عده ای از همکلاسیها حسادت برانگیز یادمه نقاشیمو فرستاد صدا وسیما...بیشتر بچه ها روزی که نقاشی من پخش شده بود دیده بودن با یه ذوقی برام تعریف ولی خودم ندیدم... خانم مسعودی نیا بهمون یاد داد همیشه وقت خواب یه سوره ی قرآن هر چقدر کوچیک بخونیم... و یکی دیگه از معلمهام نگارگریمون بود آقای طریقت که نقاش معروفی بودند توی منطقه ی ما...خیلی بهم تاکید میکرد قلم مو رو رها نکنم و بهم امید داشت طریقت هم منو با نگارگری بهشتی فرشچیان آشنا کرد من واقعا نگارگریهای فرشچیان رو با دید همون عشق بهشت میبینم و دوستشون دارم... شاید نتونم تمام حسی که دارم رو بیان کنم چون قلم عاجزه و در آ نام دوست داشتنی ترین زندگیم رو مینویسم ی که هیچ وقت ندیدمش از نزدیک ولی بالاترین مقام ی رو برام داره مرحوم محمد صدیق منشاوی ...مرتل ترین قاری جهان صدای پنجره ای رو به ملکوته...روحم به پرواز در میاد و قلمم عاجزه وصف کنه ... خدایا همه ی این نعمتها رو تو به من بخشیدی و چه نعمتهایی بالاتر که هنوز نه در تصورم میگنجه و نه خبر دارم... تو را سپاس ای یگانه معلم هستی ای خدای من